به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد...

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد
                         و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد

دفتر قلب مرا وا کن و نامی بنویس
                          سند عشق به امضا شدنش می ارزد

گرچه من تجربه‌ای از نرسیدن‌هایم
                            کوشش رود به دریا شدنش می ارزد

کیستم ؟باز همان آتش سردی که هنوز
                           حتم دارد که به احیا شدنش می ارزد

با دو دست تو فرو ریختنِ دم به دمم
                        به همان لحظه‌ی بر پا شدنش می ارزد

دل من در سبدی ـ عشق ـ به نیل تو سپرد
                        نگهش دار، به موسی شدنش می ارزد

سال‌ها گرچه که در پیله بماند غزلم
                            صبر این کرم به زیبا شدنش می ارزد

/ 46 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نکیسا

دل من تنگ تو است صندلیهای حیاط پر برف دیشب ... و تو کی می آیی؟ که شود آب همه برفهایی که نبودت را فریاد زده

هستي

سکوت هرشبم طلیعه ی غمی ست که در انتهای سینه ام جاخوش میکند در روزهایی در ابتدای جاده ی بی تو بودن لبخند تو افسانه ای میشود ومی رود که به تاریخ بپیوندد ومن که سعی دارم در آخرین برگ از دفتر نانوشته هایم واژه ی خداحافظی را حک کنم... ...

هانیه

باید فراموشت کنم چندیست تمرین می کنم من می توانم می شود آرام تلقین می کنم حالم ؟ نه اصلا خوب نیست تا بعد بهتر می شود فکری برای این دل تنهای غمگین می کنم من می پذیرم رفته ای خود را برای درک این صدبار تحسین می کنم کم کم ز یادم میروی این روزگارو رسم اوست این جمله را با تلخی اش صد بار تضمین می کنم [گل]

سارا

سلام به شما . شما هم وبلاگ خیلی خوبی دارید . من شما رو لینک می کنم .

sweet love

سلام واسه آپ جدیدت نمیدونم چرا نظراتش باز نشد واسه همین اینجا نوشتم متنت خیلی زیبا بود مرسی که خبرم کردی عکسی که انتخاب کردی خیلی به مطلبت میخوره[فرشته]

nc

سلام دوست عزیز من شرمنده چند بار اومدم نظراتت باز نمیشدن [خجالت]