إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ...

پرواز ملکوتی عمه عزیزم شانه های احساسم را خمیده کرد چند روزی است که بر فراق ناباورانش میگریم و این تقویم ورق میخورد و او نیست.

بار الهی به اوج تمام آسمانت
به سنگینی شانه های زمینت
صبری عطا فرما و قدرت اشکی
که ببارانم  دلتنگیم را و باز
بارانی شود احساسم
/ 8 نظر / 31 بازدید
مشاوره خانواده

«سادگی آسونه...اما ساده موندن سخته...» [گل][گل][گل][گل][گل][لبخند]

♥آیدا♥

♥سلام عزیزم. آپـــــــــم زودی بیا منتظرتم.[گل]♥

بانوی خیال

سلام به بعضیااا خیلی بی معرفت شدن اصلا به ما سر نمیزنند دیگران رو دعوت میکنند ومنو دعوت نمیکنند وکه قرار نشد بعضیا اپ کردن خبر بدن[ناراحت] البته با بعضیا بودم با تو نبودم

هستی

خدایا....کودکان گل فروش را میبینی؟ مردان خانه به دوش,کاسبان دین فروش,محرابهای فرش پوش,پدران کلیه فروش,مادران سیاه پوش,انسانهای ادم فروش,همه را می بینی؟ می خواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم,دیگر زمینت, بوی زندگی نمی دهد..

هستی

می دانی..؟ آدم های ساده.. ساده هم عاشق می شوند.. ساده صبوری می کنند.. ساده عشق می وَرزَند.. ساده می مانند.. اما سَخت دِل می کنند.. آن وقت که دل می کنند.. جان می دَهند.. آدم های ساده.....

هستی

باز باران٬ با ترانه میخورد بر بام خانه خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟ روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟ یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟ پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟ خاطرات خوب و رنگین در پس آن کوی بن بست در دل تو٬ آرزو هست؟ کودک خوشحال دیروز غرق در غمهای امروز یاد باران رفته از یاد آرزوها رفته بر باد باز باران ، باز باران میخورد بر بام خانه بی ترانه

هستی

کــاش می شـــُد ... دنیــا را ... تـا کرد و گوشــه ای گذاشـــت ، دلــــم تنـــگ سکـــوت اســـت !